آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

80

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

ظرف مدت بيش از بيست و هفت سال در آنجا زيسته و حاصل كرده است در اختيار آن‌ها قرار دهد و مراتب خدمتگزارى خود را اعلام دارد . او غير از زبان مادرى خود و لاتين كه با هردو آن‌ها با سفرا گفتگو مىكرد به زبان‌هاى گرجى ، تركى و فارسى كه در آموختن آن به من كمك مؤثر كرد نيز آشنا بود دهم مارس را ايرانىها با شادى زايد الوصف تحت عنوان رسيدن سال نو جشن مىگيرند و آن را نوروز مىنامند . چند تن از ما به قصر اعزام شدند تا به خان و كلانتر و ساير بزرگان تبريك گويند . ما آن‌ها را در كنار سفره‌اى بزرگ و باشكوه نشسته ديديم و از ما نيز خواستند كه براى صرف غذا نزد آن‌ها بمانيم . روبروى خان يك نفر نشسته بود كه او را قضيه - خوان « 1 » مىنامند . اين شخص با حركات كم‌نظيرى كردار بزرگ پادشاهان و نيز پادشاه معاصر خود را عليه ترك‌ها ، ازبك‌ها « 2 » و ديگر دشمنانان كه قهرمانانه شمشير مىزدند و پيروز مىشدند بيان مىكرد . در اين ميان منجم براى تعيين وقت حلول سال جديد از جاى برخاست و با اسطرلاب پس از گرفتن ارتفاع خورشيد ، ساعت و لحظه‌اى كه خورشيد به زاويه بين افق و آسمان مىرسد و نيز دريافت نقطه دلخواه با فريادى آغاز سال نو را اعلام كرد ، همزمان با اين مراسم چند تير توپ شليك و برفراز ديوارهاى شهر و برج‌ها شيپور و طبل زدند و به‌اين ترتيب جشن با شادى بزرگى آغاز شد و روز به خوبى و شادمانى پايان يافت . روز بعد نيز خان به همين ترتيب جشن و شادى را ادامه داد . بيستم همين ماه حدود شب خان و كلانتر در حالى كه سياه‌مست بودند براى آخرين ديدار نزد سفرا آمدند ، زيرا به طورى كه مىگفتند ما به زودى حركت مى - كرديم و خان به سبب پيشآمد يك سفر اضطرارى نمىتوانست منتظر بماند . آن‌ها وقتى كه وارد حياط شدند ، پزشك خان يا حكيم كه از ستاره‌شناسى نيز كمى سر در مىآورد به آسمان نگاه كرد و گفت :

--> ( 1 ) - Kasiechuan ( 2 ) - Usbeken